محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1522
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنها نيز از سه طرف حمله برد ، چنان كه از پيش به ربيعه برده بود و خبر آن را شنيده بودند ، و كشتارى بزرگ كرد كه نظير آن نكرده بود و چندان كه خواستند بكشتند . و چنان بود كه خالد قسم خورده بود كه تغلبيان را در ديارشان غافلگير كند . آنگاه خالد غنيمت را ميان كسان تقسيم كرد و خمس را همراه صباح بن فلان مزنى پيش ابو بكر فرستاد كه دختر مؤذن نمرى و ليلى دختر خالد و ريحانه دختر هذيل بن هبيره جزو خمس بودند . پس از آن خالد از بشر سوى رضاب رفت كه هلال بن عقه آنجا بود و چون ياران وى از نزديك شدن خالد خبر يافتند پراكنده شدند ، هلال نيز از آنجا برفت و جنگى نشد . خبر فراض آنگاه خالد از پس غافلگير كردن تغلب و پس از رضاب به فراض رفت كه حدود شام و عراق و جزيره است و از پس اين سفر دراز كه پيوسته به جنگ بود و رجزها در بارهء آن گفته بودند ، عيد فطر را آنجا گذرانيد . مهلب بن عقبه گويد : وقتى مسلمانان در فراض فراهم آمدند روميان به هيجان آمدند و خشمگين شدند و از پادگانهاى پارسى كه مجاور آنها بود و از قبيلهء تغلب و اياد و نمر كمك خواستند كه گروههاى بسيار به كمك آنها آمد و سوى خالد آمدند و چون به كنار فرات رسيدند گفتند : « يا شما بدين سوى آييد يا ما بدان سوى آييم » خالد گفت : « شما بدين سوى آييد . » گفتند : « پس شما از ساحل دور شويد تا ما به آن سوى آييم » خالد گفت : « ما دور نمىشويم ، شما از محلى پايينتر از مقر ما عبور كنيد . »